بستنی خوردن نفس مامان
حکایات بستنی خوری پسرم ....
امروز برای اولین بار دادم خودت بستنی تو بخوری وای یه گندی زدی که نگو ![]()
تا ازتم میگرفتم گریهههههههههههه که بده خودم
مامانی از حرفایی جدیدی که یاد گرفتی اینه که همش میگی مامانی میگم جان میگی بابا اوووووووووووو =یعنی بابا کووووووووو
بهت میگم رادین دهنت کو دهنت باز میکنی و نشون میدی بینی و چشماتم که میگیم کو جمع میکنی ههههههههههه و مثلا بهمون نشون میدی البته حوصله که داشته باشی همه رو با دست نشون میدی
موهات دستات و گوشاتم میگی


هههههههههههه مامان فدات بشه که داری واسه خودت مثلا لباس میپوشی
هههههههههه بعدم رفتی با اعتماد به نفس آینه نگاه میکنی

هههههههههههه قربونتتتت برممممممممم که اینقدر زشتونک شدی ![]()
ههههههههههه خودم از این عکس خوشم میاد

هههههههههههه رادینم تنها رفته دستشویی
کلی هم ذوق میکرد خیلی شیرین بود از دلم نیومد نذارم


بستنی خوردن نفس مامان 

