رادین جیگر من رادین جیگر من ، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره

رادین عزیز ما

خاطرات روز زایمانم

به بابا گفتم که دکتر قراره رو و اسه فردا صبح گذاشته اونم قول داد که تا 7 خودشو برسونه که رئیس نامردش نذاشته بود و گفته بود چند روز مرخصی داری خلاصه منم هم ناراحت از نیومدن بابایی و با کلی استرس موندم اون روز که میشد سه شنبه من کل خونه مادر جون رو تمیز کردم چون قرار بود فردا مادر جون هم با من بیاد بعد کار کردن ساک شما رو دوباره چک کردم و همه چیرو دوباره مرتب کردم و رفتم حمام خودم وشمارو شستم تا واسه فرداکه همدیگرو میبنیم تمیز باشم   رفتم که بخوابم مگه خوابم می اومد اینقدر استرس داشتم نمیتونستم بخوابم تنها هم بودم مادر جون هم رفته بود خونه دایی آخه عروسی پسر دایی بود و من نمیتونستم برم صبح ساعت 6/30 بیدار ...
31 تير 1392

خاطرات یه روز قبل زایمانم

سلامممممم عزیز دل مامان و بابا امروز بعد از یه مدت طولانی اومدم واست تعریف کنم که شمارو با چه سختی دنیا آوردم   روز 91/8/8 بود که من همه چیزه شمارو جمع کردم و گذاشتم تو ساک که بابایی اومد منو ببره قزوین خونه مادر جون تا اونجا شما گل پسرمو دنیا بیارم بابایی که اومد ما هم راه افتادیم و شب ساعت10 شب رسیدیم اونجا و بابا چون مرخصی هاشو نگه داشته بود واسه 5 شنبه رفت و من و شما موندیم   91/8/9 صبح سه شنبه منو آقا جون و مادر جون و زن دایی ههههه خانوادگی رفتیم مطب دکتری که قرار بود برم پیشش واسه زایش   که اونم بهم گفت که میتونم طبیعی زایمان کنم در صورتی که من اصلا از اول نمی خواستم طبیعی باشم و بهم گفت که ب...
31 تير 1392

خاطرات بارداری و تاریخهای مهم منو شما

امروز که 91/1/15 منو بابا رفتیم دکتر و سونو و امروز قلب کوچیکتو دیدم   امروز 91/1/4 امروز برای اولین بار بالا آوردم و تهوعععععععععععععع تا 4 ماه بیچارم کرد و بالا آوردن   امروز 91/3/13 من عصری داشتم قران میخوندم که شما تو دل مامان تکون کوچولو خوردی امروز 91/3/26 که من فهمیدم شما گل پسر هستید   ودر آخر امممممممممممممروز 91/8/10شما ساعت 4 بغد از ظهر دنیا اومدید هورااااااااااااااااااااااااا ...
31 تير 1392

خاطرات قبل بارداری

سلاممممممممممم پسر خوشگل من وای یادش به خیر سال 90 بود 12 اسفند و جمعه هم بود   من بابایی میخواستیم ببینم من مامان شدم یا نه   منم صبح رفتم جیش کردم و بی بی چگ گذاشتم دیدم بعلههههههههههههه من مامان شدم هوراااااااااااااااااااااااااااااااا ودر تاریخ 13/12/90 بود که رفتم آزمایش و مطمئن شدم که شما تو دل مامانی هستید ...
31 تير 1392
1